یادداشت رئیس انجمن شرکت‌های صنعت پخش استان درباره مالیات تورمی و ضرورت تغییر نگاه دولت

فشار مالیات تورمی و غفلت از سرمایه‌گذاری نرم

در انجمن توزیع و پخش مواد غذایی و دارویی ـ بهداشتی، فشارهای مالیات تورمی را به‌طور مستقیم لمس می‌کنیم. افزایش قیمت مواد غذایی و هزینه‌های مصرف‌کننده باعث بالا رفتن بهای تمام‌شده تولید می‌شود. این موضوع سود ما را کاهش داده و ما را به نقطه ضرر نزدیک کرده است؛ زیرا اجازه فروش بالاتر از قیمت مصوب را نداریم.
فشار مالیات تورمی و غفلت از سرمایه‌گذاری نرم

هر عاملی که بهای تمام‌شده را افزایش دهد، در حالی که قیمت مصرف‌کننده ثابت است، موجب می‌شود ضریب استهلاک سرمایه از ضریب سودآوری جلو بزند و ما دائماً سرمایه خود را از دست بدهیم. مالیات تورمی تنها یکی از این عوامل است. سایر موارد مانند افزایش دستمزد، بیمه تأمین اجتماعی، هزینه‌های حمل‌ونقل و کرایه، همچنین هزینه قطعات یدکی و ماشین‌آلات نیز به همین شکل فشار ایجاد می‌کنند. این موارد متوقف‌شدنی نیستند و به شدت ما را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

دولت از دهه ۵۰ تاکنون، چه قبل و چه بعد از انقلاب، همواره در حوزه سرمایه‌گذاری سخت مانند ساخت کارخانه‌ها، شهرک‌های صنعتی و صنایع بزرگ فعالیت داشته است. این روند همچنان ادامه دارد، در حالی که سرمایه‌گذاری سخت در نقطه‌ای به پایان می‌رسد و پس از آن باید سرمایه‌گذاری نرم آغاز شود. برای مثال، ساخت یک کارخانه مصداق سرمایه‌گذاری سخت است؛ اما آموزش فروشندگان برای بازاریابی و فروش محصولات همان کارخانه، نمونه‌ای از سرمایه‌گذاری نرم محسوب می‌شود. امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به سرمایه‌گذاری نرم نیاز دارد؛ چراکه این نوع سرمایه‌گذاری می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد. علت اصلی تورم و فشار مالیاتی، بزرگی دولت و هزینه‌های سنگین آن است. تعداد کارکنان دولت بیش از حد نیاز است و این ساختار پرهزینه باید به سمت خلق ارزش حرکت کند. به‌عنوان نمونه، یک رئیس بانک اگر صرفاً کارهای روتین اداری انجام دهد، فقط هزینه‌زا خواهد بود؛ اما اگر آموزش‌های بازاریابی و رفتار با مشتری را فرا بگیرد، می‌تواند به فردی فعال و درآمدزا برای بانک تبدیل شود. این الگو باید به کل بدنه دولت تعمیم داده شود. سرمایه‌گذاری نرم تنها به فروش و بازاریابی محدود نمی‌شود. حتی در حوزه رسانه نیز، یک خبرنگار آموزش‌دیده در بازاریابی و تعامل با مخاطب، می‌تواند کارآمدتر از فردی باشد که چنین آموزش‌هایی ندیده است. بنابراین حرکت به سمت سرمایه‌گذاری نرم در سطح ملی، اقدامی ضروری و مفید برای اقتصاد کشور است.

شرکت‌های بزرگ در مواجهه با تغییر پارادایم‌های اقتصادی، می‌توانند با دانشگاه‌های بزرگ قرارداد ببندند و مشکلات خود را از طریق پژوهش‌های علمی حل کنند. اما شرکت‌های کوچک با کمتر از ۵۰ یا ۱۰۰ نفر نیرو، توان مالی برای استفاده از چنین مشاوره‌هایی ندارند. در اینجا وظیفه دولت است که مانند بسیاری از کشورهای پیشرفته، ۹۰ درصد هزینه مشاوره را تقبل کند و تنها ۱۰ درصد بر عهده شرکت باشد تا این بنگاه‌ها نیز بتوانند از آموزش‌ها و راهکارهای نوین استفاده کنند. متأسفانه بودجه‌های حمایتی دولت به‌جای آموزش و توانمندسازی، صرف بخش‌هایی می‌شود که عملاً بازدهی ندارد. به‌عنوان مثال، صنایع خانگی ایجاد می‌شوند اما تولیدکنندگان کوچک آموزش فروش ندیده‌اند و همین امر موجب می‌شود به جای توسعه اقتصادی، با بدهی و مشکلات جدید مواجه شوند. اکنون زمان آن رسیده است که دولتمردان نگاه خود را تغییر دهند. باید سرمایه‌گذاری نرم در سطح جامعه نهادینه شود؛ به‌گونه‌ای که همه افراد، از کودکی، آموزش فروش، بازاریابی و نحوه تعامل اقتصادی را یاد بگیرند.