عضو  پژوهشکده محیط زیست دانشگاه اصفهان :

آلودگی هوا ارتباط بسیار مستقیمی با حوزه انرژی دارد

استاد گروه مکانیک و پژوهشکده محیط زیست دانشگاه اصفهان گفت: آلودگی هوا ارتباط بسیار مستقیمی با حوزه انرژی دارد چرا که بخش زیادی از آلودگی هوا ناشی از مصرف سوخت‌های فسیلی است
آلودگی هوا ارتباط بسیار مستقیمی با حوزه انرژی دارد

 حسین احمدی کیا در نشست اثرات ناترازی انرژی بر آلودگی هوا که به همت کمیسیون مسوولیت اجتماعی شرکتی اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد ،تصریح کرد: وقتی از سیستم‌ هایی استفاده می‌ کنیم که فاقد کنترل مناسب است، به‌طور طبیعی پیامد آن افزایش آلودگی هوا خواهد بود؛ بنابراین اگر بتوانیم مصرف انرژی را به‌ درستی مدیریت کنیم، تا حد زیادی امکان کنترل آلودگی هوا نیز فراهم می‌شود

وی افزود: با توجه به حجم بالای مسائل و چالش‌هایی که دولت با آن‌ها مواجه است، عملاً فرصت و توان کافی برای تمرکز ویژه بر موضوع آلودگی هوا وجود ندارد این‌رو تمرکز بر حوزه انرژی می‌تواند راهکاری غیرمستقیم اما مؤثر برای کنترل آلودگی هوا باشد.

تامین انرژی یکی از معضلات بزرگ کشور است

وی  انرژی را  یک مسئله حیاتی برای کشور دانست و تاکید کرد: در صورت مدیریت صحیح آن، می‌توان بخش قابل‌توجهی از معضل آلودگی هوا را نیز کنترل کرد. انرژی یکی از معضلات بزرگ هم در استان اصفهان و هم در سطح کشور است. کمبود انرژی، به‌ویژه در حوزه گاز، موجب می‌شود صنایع و نیروگاه‌ها به سمت استفاده از سوخت‌های سنگین حرکت کنند و این مسئله به تشدید آلودگی هوا می‌انجامد

احمدی کیا  انرژی  را کلید توسعه صنعتی و رفاه هر کشور برشمرد و  ناترازی آن را  بر تمامی بخش‌ها از جمله اقتصاد، محیط زیست، صنعت و رفاه اجتماعی تاثیر مستقیم  دانست و افزود:ناترازی انرژی در ایران الزاماً به معنای کمبود منابع نیست، بلکه بیش از هر چیز ناشی از مصرف نادرست و سیاست‌های نامناسب حکمرانی در حوزه انرژی است.

ایران دو برابر میانگین جهانی انرژی مصرف می کند

عضو کمیسیون مسوولیت اجتماعی اتاق بازرگانی اصفهان اظهار داشت:ایران تقریباً دو برابر میانگین جهانی انرژی مصرف می‌کند و میزان مصرف انرژی آن در سطح کشورهای اروپایی است. مصرف بالای انرژی به‌خودی‌خود ایراد محسوب نمی‌شود، مشروط بر اینکه متناسب با آن تولید و بهره‌وری اقتصادی نیز وجود داشته باشد اما اقتصاد ایران به‌مراتب ضعیف‌تر است و همین عدم تناسب مشکل‌ساز می‌شود.

استاد دانشگاه اصفهان خاطر نشان کرد:در سبد انرژی کشور، گاز طبیعی سهم غالب را دارد؛ به‌طوری که حدود ۷۰ درصد کل انرژی مصرفی کشور مبتنی بر گاز طبیعی است که بسیار بالاتر از میانگین جهانی و اروپا است. پس از آن نفت قرار دارد و سهم انرژی‌های تجدیدپذیر، زغال‌سنگ و انرژی هسته‌ای هرکدام کمتر از یک درصد است و این تمرکز شدید بر گاز طبیعی یک ضعف ساختاری محسوب می‌شود.

میانگین جهانی انرژی‌های تجدیدپذیر 15 درصد در ایران نزدیک صفر

احمدی کیا رویکرد کشورهای در حال توسعه را به سمت توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی عنوان کرد و گفت: میانگین جهانی آن‌ها حدود ۱۵ درصد است و سهم ایران عملاً نزدیک به صفر است. بر اساس آمار سال ۱۴۰۳، مجموع انرژی خورشیدی و بادی کمتر از نیم درصد از انرژی مصرفی کشور را تشکیل می‌دهد؛ رقمی که حتی از بسیاری از کشورهای آفریقایی نیز پایین‌تر است.

وی یادآور شد: مصرف گاز طبیعی در ایران بسیار بالاست. حدود ۹۸ درصد خانوارهای شهری، ۸۶ درصد خانوارهای روستایی و به‌طور متوسط ۹۵ درصد کل منازل کشور به گاز طبیعی دسترسی دارند. اگرچه این موضوع در ظاهر یک مزیت محسوب می‌شود اما وابستگی شدید به گاز، کشور را در برابر هرگونه اختلال بسیار آسیب‌پذیر می‌کند.

 احمدی کیا تاکید کرد: دولت عملاً امکان قطع گاز خانگی در زمستان را ندارد و ناچار است محدودیت‌ها را به بخش صنعت تحمیل کند که این امر به‌ویژه در صنایع انرژی‌بری مانند فولاد، تبعات اقتصادی سنگینی به‌همراه دارد. تمرکز بیش از حد بر گاز باعث شده سبد سوخت کشور فاقد تنوع باشد. این مسئله در نیروگاه‌ها نیز به‌وضوح دیده می‌شود؛ به‌طوری که حدود ۳۷ درصد گاز کشور در نیروگاه‌ها مصرف می‌شود. در زمستان این سهم برای بخش خانگی به حدود ۸۰ درصد می‌رسد و این نوسانات شدید فصلی یکی از عوامل اصلی ناترازی انرژی است.

مصرف گاز کشور به‌طور مداوم در حال افزایش است، در حالی که تولید گاز به‌دلیل افت فشار در میدان پارس جنوبی و رسیدن فازهای آن به نیمه عمر، با روند کاهشی مواجه خواهد شد. حدود ۷۵ درصد گاز کشور از این میدان تأمین می‌شود و توسعه بیشتر آن نیازمند سرمایه‌گذاری حداقل ۸۰ میلیارد دلاری است؛ رقمی که با توجه به بودجه فعلی کشور، تحقق آن بسیار بعید به نظر می‌رسد. در صورت تداوم این روند، در سال‌های آینده بخش عمده گاز کشور صرف مصرف خانگی خواهد شد. در حوزه برق نیز وضعیت مشابهی حاکم است. سرانه مصرف برق ایران تقریباً برابر با میانگین جهانی و بالاتر از اروپا است، اما در بخش خانگی، مصرف برق ایران چندین برابر کشورهایی مانند ترکیه و آلمان است و در سطح کشورهایی چون قطر و امارات قرار دارد. سهم مصرف برق به‌طور میانگین شامل صنعت ۳۶ درصد، خانگی ۳۲ درصد و سپس کشاورزی و عمومی است.

میانگین راندمان نیروگاه‌های ایران  ۳۹ درصد ،اروپا 48 درصد

وی میانگین راندمان نیروگاه‌های ایران حدود ۳۷ تا ۳۹ درصد دانست و افزود: این رقم در اروپا بالای ۴۸ درصد است. بخش قابل‌توجهی از برق کشور توسط نیروگاه‌های گازی با راندمان بسیار پایین تولید می‌شود که این خود یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف سیستم تولید برق است. بسیاری از نیروگاه‌های کشور عمر بالای ۵۰ سال دارند و نیازمند نوسازی یا خروج از مدار هستند. حدود ۸۴ درصد برق کشور با سوخت گاز تولید می‌شود و این وابستگی شدید، ریسک سیستم انرژی را افزایش داده است. در زمان کمبود گاز، نیروگاه‌ها ناچار به استفاده از مازوت و گازوئیل می‌شوند که منجر به افزایش شدید آلاینده‌هایی نظیر دی اکسید گوگرد، ذرات معلق، فلزات سنگین و گازهای سمی می‌گردد؛ آلاینده‌هایی که بسیاری از آن‌ها حتی اندازه‌گیری هم نمی‌شوند. ناترازی انرژی در تابستان و در زمستان، مستقیماً به تشدید آلودگی هوا منجر می‌شود. در تابستان به‌دلیل پیک مصرف برق ناشی از کولرهای گازی و در زمستان به‌دلیل کمبود گاز، نیروگاه‌ها و صنایع به سمت سوخت‌های سنگین سوق داده می‌شوند.

حل ناترازی ها نیازمند حکمرانی صحیح و اجرای قوانین است

احمدی کیا اضافه کرد: راهکارهای متعددی برای حل این بحران وجود دارد که بسیاری از آن‌ها هزینه بالایی هم ندارند، اما نیازمند حکمرانی صحیح و اجرای قوانین موجود هستند. دو قانون مهم در این زمینه، «قانون هدفمندی یارانه‌ها» و «قانون اصلاح الگوی مصرف» بوده‌اند که متأسفانه یا به‌طور ناقص اجرا شده‌اند یا عملاً رها شده‌اند که در صورت اجرای کامل این قوانین، امکان کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی مصرف انرژی کشور وجود داشت. اقداماتی مانند اصلاح تعرفه‌ها به‌صورت پلکانی و پیک‌محور، افزایش بهره‌وری نیروگاه‌ها، توسعه واقعی انرژی‌های تجدیدپذیر، عایق‌کاری ساختمان‌ها، استانداردسازی تجهیزات سرمایشی و گرمایشی، استفاده از سیستم‌های سرمایش و گرمایش منطقه‌ای، ذخیره‌سازی انرژی، و مدیریت هوشمند مصرف می‌تواند بخش عمده ناترازی انرژی و در نتیجه آلودگی هوا را برطرف کند. در جمع‌بندی باید گفت مشکل اصلی کشور کمبود انرژی نیست، بلکه سیاست‌گذاری نادرست، ضعف حکمرانی و عدم اجرای قوانین موجود است. کاهش مصرف انرژی نیازمند حکمرانی یکپارچه، هماهنگی بین دستگاه‌ها و مشارکت اجتماعی است. رها کردن این بحران، خطرناک‌تر از خود ناترازی انرژی و آلودگی هواست؛ چراکه هرچه زمان بگذرد، هزینه اصلاح آن بیشتر و دشوارتر خواهد شد.