پروندهای درباره بقا، تشکلگرایی و نجات بخش خصوصی
نقشه فرار از بحران
به گزارش روابط عمومی اتاق بازرگانی اصفهان، مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران در گزارشی با عنوان پیشنهادهایی حمایتی از کسبوکارها در زمان بحران مجموعهای از تدابیر فوری و راهبردی را برای عبور از شرایط دشوار کنونی ارائه کرده است. این گزارش تأکید دارد که سیاستگذاری در دوران بحران، نیازمند فوریت، انعطافپذیری و حمایتهای هدفمند است. در میان این تدابیر، اقداماتی چون تمدید خودکار مجوزهای کسبوکار، تعویق اقساط بانکی، تعلیق تعهدات مالیاتی، حمایت از اشتغال، تأمین مالی با نرخ ترجیحی و مدیریت ارزی، بهویژه برای صنایع کوچک، جایگاه ویژهای دارد.
این پیشنهادات به دنبال آن است که کسبوکارها، بهویژه در مقیاس کوچک، بتوانند در کوتاهمدت از فروپاشی نجات یابند و در بلندمدت، سازوکارهایی برای بازیابی و رشد مجدد طراحی کنند. در چنین فضایی، نقش نهادهای صنفی و اتاقهای بازرگانی در پیگیری مطالبات بخش خصوصی، تسهیل ارتباط با دولت و هدایت سیاستها به نفع تولید، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
ذهنیت بقا و بازتعریف نگاه مدیریتی
سید محمد صادق الحسینی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در تحلیلی از وضعیت SMEها، بر سه راهبرد کلان برای عبور از بحران تأکید میکند. او نخستین گام را اصلاح ذهنیت و تغییر رویکرد مدیریتی دانسته و میگوید: صنایع کوچک و متوسط باید ذهنیت خود را آماده و تصحیح کنند؛ به این معنا که در کوتاهمدت بدبین و در بلندمدت خوشبین باشند. او توضیح میدهد: بدبینی در کوتاهمدت، روش سرمایهگذاری، استخدام و هزینهکرد را متفاوت میکند و به ایجاد بافر لازم برای جذب ریسکها و شوکهای بیرونی کمک خواهد کرد.
وی در ادامه بر ضرورت حفظ تولید یا ارائه خدمات به هر نحو ممکن تأکید میکند و میافزاید: کاهش هزینهها به نحو قابل توجهی ضروری است. این کاهش میتواند از حوزههای مختلف آغاز شود و نیروی انسانی آخرین حوزهای است که در صورت اجبار و برای بقا، نباید از تعدیل آن ابا کرد. او حمایت از کارگران تعدیلشده را وظیفه دولت میداند و تأکید دارد: SMEها باید به هر نحو ممکن خود را حفظ کنند و از بین نروند تا در آینده بتوانند دوباره زنده بمانند و استخدام کنند.
صادق الحسینی نقش نهادهای صنفی و تشکلی را در لحظات بحرانی بسیار مهم ارزیابی میکند و میگوید: کارکرد تشکلها و اصناف، به خصوص در لحظات بحرانی، بسیار حیاتی است و کار تشکیلاتی برای SMEها ضامن بقای آنهاست. وی توضیح میدهد: در حالی که برای شرکتهای بزرگ، فعالیتهای تشکیلاتی جنبه مسئولیت اجتماعی یا امتیازگیری دارد، برای شرکتهای کوچک، این فعالیتها جنبه بقا پیدا میکند.
او همچنین به اصل سه صندوق بودن اشاره میکند و تأکید دارد: مؤسسان و سهامداران نباید تمام دارایی خود را در یک کسبوکار متمرکز کنند. نباید بیش از ۱۰ تا ۱۵ درصد دارایی در این شرایط ریسک شود؛ اما در همان بخش محدود میتوان از فرصتهای بحران بهره برد.
صادق الحسینی معتقد است اتاق بازرگانی بهعنوان بزرگترین تشکل بخش خصوصی باید در بحرانها نقش دفاعی فعال ایفا کند. او میگوید: دولتها در شرایط بحرانی مانند انسانها، تصمیمات احساسی، ناگهانی و غلط میگیرند. در چنین لحظاتی، وجود نهادهایی مانند اتاق بازرگانی که جلوی این تصمیمات اشتباه را بگیرند، بسیار حیاتی است. به باور وی، اتاقها باید با شجاعت، جسارت و نبوغ، از منافع بخش خصوصی در برابر تصمیمات نسنجیده دولت، نهادهای عمومی و شوکهای بیرونی دفاع کنند.
وی در پایان با تأکید بر فرصتهای نهفته در دل بحران خاطرنشان میکند: شوکهای بیرونی، در عین مخرب بودن، فرصتهایی برای رشد نیز فراهم میکنند. بزرگترین شرکتهای دنیا معمولاً در بحرانهای بزرگ، یکباره رشد کردهاند. او بازار مسکن را نمونهای از این فرصتها دانسته و میگوید: هماکنون قیمت مسکن در تهران و اصفهان کاهش یافته است. اگر این بحران ادامه یابد، این کاهش بیشتر خواهد شد و میتواند فرصتی برای سرمایهگذاری بلندمدت باشد.
صدای شنیدهنشده صنایع کوچک و متوسط
محمدرضا برکتین، رئیس کمیسیون صنایع و عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی اصفهان، در ارزیابی وضعیت فعلی، ضعف ساختاری اتاقهای بازرگانی در ایفای نقش مؤثر برای حمایت از SMEها را مورد نقد قرار میدهد. وی اظهار میکند: اتاقها نتوانستهاند جایگاه واقعی خود را بهعنوان نهاد حامی بخش خصوصی تثبیت کنند. صنایع کوچک امروز بیش از همیشه نیازمند نمایندهای هستند که صدایشان را به دولت و تصمیمگیران برساند.
او از ادامه سیاستهای ناکارآمد در حوزههایی مانند انرژی، با وجود هشدارها و جلسات متعدد، بهعنوان نمونهای از ناکارآمدی ساختاری نام میبرد و بر لزوم انسجام تشکلی و اقدام حسابشده تأکید دارد: بنگاهی که به دلیل قطعی برق، سه روز در هفته تعطیل است، در مسیر نابودی قرار دارد و نمیتوان به امید اصلاح تدریجی ماند.
برکتین کاهش درآمدهای نفتی را فرصتی برای شنیدهشدن صدای بخش خصوصی میداند و میافزاید: دولت امروز برای تأمین بودجه به مالیات متکی است و این وابستگی میتواند فرصتی برای تأثیرگذاری با ارائه تحلیلهای کارشناسی و آمار دقیق فراهم آورد.
وی همچنین توصیه میکند که بنگاهها نسبتهای مالی و شاخصهای حیاتی خود را مانند ضربان قلب بررسی کنند و میگوید: اگر قبلاً ارزیابی اقتصادی سالیانه کافی بود، اکنون باید ماهانه عملکرد مالی را چکاپ کرد.
در پایان برکتین بر لزوم تصمیمگیری بهموقع برای جلوگیری از سقوط ناگهانی بنگاهها تأکید میکند و میگوید: اگر وضعیت بنگاه به مرزهای بحرانی رسیده، باید شجاعت اتخاذ تصمیم سخت و توقف موقت فعالیت را داشت. این نشانه مدیریت مسئولانه است، نه ضعف.
بحران به مثابه آزمون تابآوری
بررسی مجموعه نظرات کارشناسان و فعالان اقتصادی نشان میدهد که صنایع کوچک و متوسط در خط مقدم آسیبهای اقتصادی قرار دارند و بقای آنها نیازمند حمایت، آگاهی و انعطاف است. از یک سو، چالشهایی چون قطع برق، مشکلات تأمین مالی، عدم دسترسی به ارز و دشواری در تعامل با نظام بانکی و مالیاتی، حیات این بنگاهها را تهدید میکند. از سوی دیگر، نبود انسجام تشکلی و محدودیت نهادهای صنفی در ایفای نقش مؤثر، توان چانهزنی این بخش را کاهش داده است. در مقابل، راهکارهایی چون اصلاح نگاه مدیریتی، کاهش هزینهها، پایش مستمر شاخصهای مالی، حفظ حداقلی تولید، تنوعبخشی به داراییها، کار تشکیلاتی مؤثر و پیگیری حقوق بخش خصوصی از مسیرهای رسمی، مهمترین راهبردهای مقابله با بحران ارزیابی میشوند. همچنین، پیشنهادات مرکز پژوهشهای اتاق ایران، نقشه راهی برای سیاستگذاران است تا با حمایتهای مؤثر، امکان حفظ اشتغال و بقای SMEها را در دشوارترین شرایط فراهم کنند.