وداع با نگارگر جان‌ها “استاد محمود فرشچیان”

گاه دستی از نور بر بوم می نشیند و رازهای آسمان را در نفش ورنگ می تاباند. استاد فرشچیان، آن عاشقِ نقاشیِ جان، به دیار جاودان سفر کرد.او که در هر گره و خط، حکایتی از عشق و عرفان می‌نوشت،چشم‌های ما را به آسمان‌های ناگفته هنر گشود.آثارش، همچون نسیمی روح‌نواز، با هر رنگ و هر […]
وداع با نگارگر جان‌ها “استاد محمود فرشچیان”

گاه دستی از نور بر بوم می نشیند و رازهای آسمان را در نفش ورنگ می تاباند.

استاد فرشچیان، آن عاشقِ نقاشیِ جان، به دیار جاودان سفر کرد.
او که در هر گره و خط، حکایتی از عشق و عرفان می‌نوشت،
چشم‌های ما را به آسمان‌های ناگفته هنر گشود.
آثارش، همچون نسیمی روح‌نواز، با هر رنگ و هر نقش، فریادی بود از درونِ جان‌های تشنه‌ی معنا.
او به ما آموخت که هنر، فقط تصویر نیست؛
بلکه زبان بی‌کلام خداوند در بوم هستی‌ست.
با قلمی که از زلال معرفت سیراب بود،
چونان موجی آرام در دریای تاریخ،
قصه‌های عاشورا و حماسه‌های جاوید را به شکل رؤیاهایی زنده آورد.
او با هر نگاره، پنجره‌ای به سوی سرزمین نور گشود؛
جایی که روح و ماده در آغوش هم آرام می‌گیرند.
اکنون که او در سفر ابدی‌ست،
نور نگاه و دستانش همچنان در آثارش درخشنده است؛
و ما، وارثان این گنجینه‌ی بی‌انتها،
می‌دانیم که هنر استاد، چون فرشی زرین،
تا همیشه بر گستره فرهنگ ایران پهن خواهد ماند.